مشاور مدرسه

مهارتهای زندگی(مدیریت هیجانات)

دوشنبه, 1 اسفند 1390، ساعت 9:53

                             مهارتهای زندگی

امروزه خانواده ها در پرورش هوش و استعداد کودکانشان قدمهای محکمتر و موثرتری نسبت به گذشته برمیدارند وانتظاراتشان درزمینه کارآمدی فرزندانشان نیز بالاتر رفته است . آنها در یافته اند که برای دستیابی به این مهم که همانا داشتن قدرت وتوانمندی بیشتردرراه رسیدن به اهداف وتوانمندی بیشتردرراه رسیدن به اهداف عالی تراست، باید تفکرواندیشه کودکان ونوجوانان رادرسطوح بالاتری پرورش داد

.

درواقع بهتراست اینچنین بیاندیشیم که بایستی کودکان رادربرابرمشکلات ومسائل روانی واکسینه نماییم.واین کاربا آموزش مهارت های زندگی به آنها عملی می گردد. درنتیجه آنهامی آموزندکه در دنیای پیشرفته ی کنونی چگونه زندگی نمایند که ازآسیب پذیری کمتری برخوردار باشندودررقابت های اجتماعی همیشه بازنده نباشند،چگونه از خطرات دور بمانند ودر مورد توانمندیهای خودبه باورهای پایداری برسند.آموزش مهارتهای زندگی به انسانها می آموزدکه چگونه شکنندگی راازخودشان دورساخته وبه مسائل زندگی به عنوان معماهای قابل حل نگاه کنند .

 

وقتی کودکان قادرباشندفکرکنندونظریه های نوینی راارائه دهند،از تفکرخلاق برخوردار می شوند.تشویق آنهابه تفکر به جای پاسخهای سریع وخالی از هرگونه پختگی ونوآوری سلامت فکری بیشتری رابرای آدمها به ارمغان می آورد.

 

امروزه تعدادمهارتهای زندگی روبه فزونی است .مهارتهایی که انسانهاراقویتر،مقاومترو دارای اعتمادبه نفس بالاتری می سازد وقدرت مقاومت و موفقیت را افزایش می دهد.

 

لازم به یادآوری است که مهارتهای زندگی اکتسابی وآموختنی است.می توان آنهارا آموزش دادومی توان یاد گرفت.به عبارت دیگرمهارتهای زندگی عبارتندازتوانایی رفتارسازگارانه ومثبت که افرادراقادر      می سازد تا به طورموثربا نیازهاوچالشهای روزمره برخورد نمایند .

 

مهم ترین مهارتهای لازم برای زندگی،گردآوری وتنظیم گردیده است. مطالب به نحوی  ارائه شده که قابلیت درک وبکارگیری برای گروه های مختلف اجتماع را داشته باشندوهدف ،آموزش مهارتها ونحوه ی بکارگیری آن در زندگی روزمره می باشد .

 

  : برگرفته از کتاب مهارتهای اساسی زندگی در کودکان و نوجوانان                                                                                   

      

 

 

 

مدیریت هیجانات :

شادی ، اندوه ،خشم ،ترس ،تعجب وانزجار حالتهای عاطفی هستندکه همه ما درشرایط مختلف آنها راتجربه می کنیم .این احساسات بدون واسطه دردرون ما بروزیافته ودر رفتارما جلوه گر می شوند ودر زندگی و کارکرد ما نقش اساسی دارند، یکی مولفه های اصلی ارتباط اجتماعی را تشکیل می دهند .

به طور کلی هیجان یک پدیده ی اجتماعی است که در ارتباط با مردم بروز پیدا می کند، آیا تا به حال برایتان پیش آمده که درموقعیتی کنترل هیجانی خود را از دست داده و کاری بکنید که بعداازانجام آن پشیمان شوید ؟ آیا درموقعیتی قرارگرفته اید که احساس کنید هیچ چیزدر کنترل شما نیست و انگار فردی از درون رفتارشما را پیش می برد .

 بسیاری ازمشکلات بین فردی مثل دلخوری ها، درگیری ها وحتی خودکشی وقتل در پی عدم کنترل هیجان های منفی رخ می دهد.هرچند ممکن است افراد پس از فرونشینی هیجانشان از رفتار خود پشیمان شوند .

هیجان ها نوعی پاسخ فیزیولوژیکی هستند که بدن ما را برای سازگاری آماده می سازند. برای مثال خشم ما را برای جنگیدن با دشمن آماده می کند وترس مارابرای گریختن از خطرمجهز می سازدو مهم تر اینکه هیجانات پدیده های اجتماعی هستند و ارتباط ما رابا دیگران تسهیل می سازند.

ضرورت مهارت مدیریت هیجان ها

زمانی که هیجانات به شکل کنترل نشده ابراز می شوند ،نه تنها از کارکرد زیستی واجتماعی برخوردار نیستند،بلکه آسیب زننده هم می گردند.

عدم مدیریت صحیح هیجانات علاوه بر آنکه روابط اجتماعی افراد را تحت تاثیرقرار  می دهد ،می تواند سلامت جسمی وروانی ایشان رانیز مختل ساخته وبه شکل گیری رفتارهای نابهنجاریااختلالهای روانی در آنها بینجامد .

مهارت مدیریت هیجان  به شما کمک می کند تا بتوانیدهیجانهای منفی خود راشناسایی و کنترل نمایید،نه اینکه هیجانهابرشما حاکم بوده ورفتارشمارارقم بزنند.برای مثال وقتی درحال تجربه هیجان ناخوشایند غمگینی هستید، می توانید با استفاده ازمهارت مدیریت هیجان گامهایی رابرداریدتا به احساس شادی دست یابید .

برخی افرادبا متوسل به توجیه های مختلف ،شیوه رفتار و ابراز هیجانات منفی شان  را امری طبیعی جلوه داده و مانع تغییر و پیشرفت خود در زمینه مدیریت صحیح هیجانها می گردند.مثلا:

*  " طبیعی است که در این موقع آشفته شوم "

*  " همینه که هست "

*  " این تنها کاری است که میتونم بکنم "

یک مادر مظطرب ،یک پدر خشن ،یک همسر زودرنج ویا یک دوست افسرده تا زمانی که یکی از توجیه های مذکور را برای ابراز هیجانات منفی خود در ذهن دارند، هرگز نمی توانند برای تغییرو تمرین مهارت مدیریت هیجانها گام بردارند.بنابراین به منظور فراگیری این مهارت ،ابتدا باید اندکی بیندیشید و خودگویی ها و دلائل نا کارآمدی راکه برای هیجانات شدید و کنترل نشدهتان در ذهن دارید دور بریزید .ُ

مدیریت شناختی هیجان

 

هیجانها بنابرماهیت شان ،تحلیل رونده وتقریبا زودگذر هستند.آنچه که مهم است آن است که شما بتوانید در زمان اندکی ازرخ دادن هیجان ، آن راشناسایی کرده وسریعا احساس خود را فرونشانی کنید تا این احساس منجربه صادر شدن رفتاری از سوی شما نگرددکه بعدا ازانجام آن پشیمان شوید.

برای اینکه بتوانید درکمترین زمان هیجانهای خودراشناسایی کنید،به نشانه های زیردر خودتان توجه کنید.

* نشانه های بدنی : هیجانها تظاهرات جسمانی نیز دارند ودرحالات ووضعیت بدنی ما منعکس می شوند .به عنوان مثال گره کردن مشت ها نشانه خوبی برای تشخیص هیجان خشم است .

 افکار و باورها : هیجانها همچنین به عنوان افکار تجربه می شوند .به عنوان مثال   * 

انواع خاصی ازافکارتنهازمانی که غمگین یا ناراحت هستید به سراغ شما می آیند .وقتی یاد بگیرید به افکار مرتبط با اندوه در خودتان توجه کنید ،سرنخی برای شناسایی این هیجان در دست خواهید داشت .

* اعمال : هیجانها مؤلفه های رفتاری دارند و خودرادراعمال افرادنشان می دهند .توجه کنیدکه زمانی که ناراحت یاخشمگین هستیدچه اعمالی انجام می دهید،مثلاآیابه طور ناگهانی صدایتان را بالا می برید؟

* راه اندازها : عبارتند از موقعیت ها ، افراد ، مکان ها ،احساسات یا چیزهایی که باعث شکل گیری تجربه هیجان خاصی در شما می گردند .آگاهی از راه اندازها به شما کمک می کند تا هیجانات ناخوشایند را پیش بینی کرده و برای مدیریت آنها آماده باشید.

* انگیزش ها : کمی فکر کنید و ببینید به عقیده شما افراد در موقعیت های مختلف چگونه رفتار کنند .برای مثال از خودتان بپرسید کدام مورد برای صحبت کردن با همسر مناسب تر است ،بحث آرام یا جیغ و داد کردن.سپس رفتارهای خودتان را با لیستی که از معیارهای خود برای رفتارهای مناسب دیگران   تهیه کرده اید مقایسه کنید .

 *افکار غیر منطقی زیربنای هیجانات خود را بررسی کرده و آنها را اصلاح نمایید.

مدیریت رفتاری هیجان

راههای زیادی به غیر ازابرازمستقیم هیجان منفی برای کاهش فشار عصبی وجود دارد ،شما             می توانید :

- با گریه کردن یا درد دل کردن برای فردی که به او اعتماد دارید ، از بار منفی هیجان خود بکاهید.

- ورزش کنید و به فعالیت های بدنی بپردازید.

- با شوخی فضای موجود خود را تغییر دهید .

- در برابر یک موقعیت برانگیزاننده سکوت کنید یا موضوع را عوض کنید .

- ازمحیط دور شوید ودر محیطی آرام قدم بزنید وفکر کنید .

- خود را کاری یا چیزی که برایتان خوشایند است سرگرم کنید مثلا موسیقی گوش کنید.   

- با استفاده از نوشتن می توانید مدیریت هیجان خود را بهبود بخشید.

- احساسات خود را به صورت کلامی با فردی که شماراناراحت کرده است بیان کنید .

راهکارهای زیر را جهت کنترل هیجان ها ی منفی به فرزندانتان ارائه دهید :

1- نفس عمیق بکشند واز یک تا ده بشمارند.

2- با خودشان صحبت کرده و خود را به آرامش دعوت کنند ،به خود بگویند "آرام باش ، تو الان

  عصبانی هستی."

3- یک لیوان آب سرد بخورند.

4- از محل یا فردی که آنها را عصبانی کرده دور شوند.

5- به انجام کارهایی که در آنها احساس خوشایندی ایجاد می کند بپردازند.مانند گوش کردن به موسیقی

 

                         

                                                             دفتر مشاوره پاکان